>
|
|
||
|
|
دو روز پیش تصادف کردم تصادف بدی هم نبود مهیب بود ولی. جیغ میزدم مامان و صدای میکردم و اشک میریختم اینقد که عضله منقبض کردم همچنان کتفم مچاله ست شبش تی تی ناز اومد براشون تدارک دیده بودم بستنی زعفرونی پرخامه قزوین که جفتشون دوست دارن و ... ولی قد یه تو بغل گرفتن کنارشون بودم مغزم تکون خورده بود رسما بیهوش شدم، صبح فرداشو با تپش قلب بیدار شدم خواستم مرخصی رد کنم دیدم ۳ تا تور سنگین دارم یه فاکتور عمیق دادم به کل هستی و زدم بیرون تور اولم ۲ ساعته بود، توضح در مورد خاویار ایران و بازدید مجموعه ۸ هکتاری تاریخ سال هال های ۱۲۵۳ تا به امروز و جنگ روس و ایران و .... با مهمان های هندی و ایرانی صدام از ته چاه درمیومد
+
جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ در ساعت 10:37 lida
|
|
|