<> lhatado


ای پرنده ی مهاجر

سفرت سلامت اما....

به کجا میری عزیزم؟

قفسه تموم دنیا... 

تو دنیای موازی همین دنیا

با حد فاصل جدایی خیلی خیلی کم

این شعر با اون صدای لطیف زنونه شرح حال همین روزای من میشه وقتی که با پیرهن بلند کِلُوشم تو کوچه باغ مهداد اینا سمت خونه مادربزرگش راه میرم و باد خرداد ماهی از لابلای صنوبرا و توسکاها و گردو ها رقص کنان میرسه به من و رد بوسه هاشو رو موهای پیچ و تابدارم رها میکنه و میره....

شرح حال همین روزایی میشه که رقص یه قاصدک رو سرانگشتام میشه خورشید تو دستام و رهایی میزاره تو چشمام....

....

من کنار اون نهر کوچولو که از بغل خونه مادربزگه رد میشد خودمو دیدم رهای رها......

#بازنویسی میشه

 

+ جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱ در ساعت 19:9 lida |