>
|
|
||
|
|
خونه شوهر دوم بمانی خانم اینا همیشه پر از قصه و داستان بود لوکیشنش هم کُپه لوکیشن تو فیلم ها بود اولین بار زمستون اینایی بود که رفتیم اونجا بهمن ماه بود و برف زده بود، بمانی خانم تازه ازدواج کرده بود و ما بعد کلی داد و قال و دعوا و قهر و منم های مامان بابا بالاخره قسمت شده بود که بریم دیدنش، خب اخه اون موقع خیلی تابو بود زن بره شوهر دوم کنه ولو اینکه جوون و سفید و بلوری و شوهر مرده باشه... بگذریم بار اول بود و بمانی خانم خیلی استرس داشت جلو بچه ها و نوه های شوهر جدیدش ، ما هم که ماشالله ازازیل رو دیوار راست پشتک وارو میزدیم، خونشون خارج شهر بود یه جاده خاکی صاف و مستقیم تو حاشیه جاده اصلی و وسط مزارع برنج، اولش خونه پسر ارباب، میانه راه خونه خود ارباب و تهش هم وصل میشد به امارت خانی بیدالله خان... زمستون بود و گل یخ با سرمای استخون ترکون چله بزرگه دلبری میکرد، بمانی خانم به عادت همیشگیش پیرهنی بلند به تن داشت و رو پیرهنش یه جلیقه کرم رنگه نخودی بافت شده، روسریش ترکیبی از رنگ کرم با حاشیه قهوه ای سوخته و نقش گل های زرشکی بود، دقیقا رنگ گلهای پیر هنش، همین ست بودن لباساش در عین سادگی و هزار باره بودنشون همیشه چشمگیر بود... #بمانی خانم
+
یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱ در ساعت 18:4 lida
|
|
|