<> lhatado


دهم مهر صفر چهار

بارون به زیبا ترین حالت خودش داره عاشقی میکنه

یکسره، ریز و درشت و تند و یکدست،

ساحل به زیباترین حال خودش رسیده و

نیزار ها سر مست از آب زیاد سبز سبز شدن

بعد از مدت ها، چتر بدست اومدم رو تراس و دل دادم به بارون و نیزار و دریاش

غرق تو موج های بزرگ و بزدگتر شدم

غره شد بخودش

صدای غرشش بلندتر شد انگار

اصلا میدونی چیه؟ جادو داره انگار

شنزار، نیزار دریا، صدای بارون صدای موج های سنگین صدای آب

با خودم فکر کردم چه روز سختیه امروز برات

میدونم علی رغم همه قوی بودن هات اون پشت یه " ع " نشسته که سرشار از احساسه، که خوب یاد گرفته محکم باشه، پناه باشه، حامی باشه، بپذیره و کنار بیاد

یه موج بلند چاهار متری منو از عین میکنه بیرون

یوقتایی میرم تو قالب سهراب و حس میکنم پشت این دریا واقعا یه شهر دیگه ست، که واقعا هم هست

یه شهر نو

سرشار از زندگی و هیجان های جدید

........

امروز برات سخت میگذره ولی

متفاوت از همه سختی ها

متفاوت از همه تلخی ها

با همه مردم داری ها، حامی بودن ها

امروز سخت خواهد بود برات

به یاد ع و پدرش

۳۸ سال و ۱۱ ماه و ۱۵ روز

اتاقک رو به دریای پرسنل

دنسه هتل گیلاریا

+ چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴ در ساعت 11:4 lida |