<> lhatado


سالها پیش

پسرکی با کلی ادعای عاشقی نشست روبروی من و تو اولین جمله اش گفت آرزوشه که شهید مدافع حرم شه!!

شوک شده بودم، بهش نمیومد، پوزخندی زدم و گفتم خب پس چرا نشستی اینجا من علاقه ای ندارم همسر شهید بشم..

من بودم و شور زندگی و سودای مهاجرت و نوشتن مقاله های پشت هم و پیشرفت علمی و آرزوهای تیک نزده بسیار و...

و اوشونی که ته آرزوهاش شهادت بود نه تو کشور خودش و نه حتی برا خاک خودش، نه حتی برا مردم خودش، نه حتی برا عزیز خودش...

و این قصه تکراری، همیشه تکرار مکررات بود برای تماااامی نسل سوخته من، تقابل زندگی و مرگی به نام شهادت در راستای دین، دینی که شعار لا اکراه داشت ولی اجبار جز لاینفکش بود و....

و حالا از خاکستر نسل من ققنوسی بلند شده رو بلندای این خاک به عظمت تمام نسل بعد من که ارزوشون رهایی کشورشون، مردمشون و عزیزشونه..

لبیک دادن به این نسل نه تنها پوز خند نداره که یکی یدونه ماچ جان افزا داره وسط پیشونیشون....

19 امین روز از مهر ماهی که تو خون غلطید و جاودانه شد

#زن #زندگی #آزادی


برچسب‌ها: زن_زندگی_آزادی
+ سه شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱ در ساعت 11:50 lida |