>
|
|
||
|
|
نشسته بودم رو صندلی های فرفوژه ایووون عزیز جون بخاری چای زنجبیل تو سرمای صبح، زیر نور افتاب دیدنی بود قلم مو رو زدی تو رنگ و گفتی، _گیه گل، میدونی یاد چی افتادم؟ *میز صندلی قدیمیه تو ویلای انزلی؟ _دمت گرم، عاره، خاطره همون الان جلو جشمم پلی میشد * مهری خانم فوضوله یادته؟ جلوشو نگرفته بودیم فرداش با میز صندلی هاش کف حیاط بود برا رنگ ها -عااااره بابا، ازون سلیطه مهربونا بود *دع خیلی🤣🤣🤣 #عبد #گیله گل ابتهاج
+
چهارشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۱ در ساعت 18:37 lida
|
|
|