<> lhatado


شنبه هجدهم اسفند ماه 1403

نشستم رو صندلی کافه گیلاریا روبه دریا، پلی لیست کریستف رضایی در حال پخشهو روبرو نزار ها و دریای غرق تو مه و دارم

مه ریز و تمیز تو لا به لای نیزارها میرقصه و میخوره به صورتم

موهایی که انداختم پشت گوشم خیلی نازک با نسیم دریا تا جلو چشمام میرقصن و میچرخن

نشستم رو صندلی و پا رو پا انداختم و غرق تو فضا و مکانم

فردا میشه دقیقا 5 ماه که گیلاریام

چقدر سخت و جرت و جیپ بود یه حاهایی

چقدر خوشحالم که یسری آدم ها رفتن

و فضا برای نفس کشیدن بازتر شده

و چقدر شایسته سالاری برام پر رنگ تر و زیباتر از همیشه شد

ارومم

راحت

خنک

سال گذشته این روزا پر از شور و قلیان سفر بودم

سر رفته بودم از شور زندگی

و الان تو جایگاه مدیریت خلق تجربه، یه استارتاپ پر شور، تمام ذوق و تحربه سفر و گرفتم دستمو تموم تلاشم اینکه تجرله جدید تر خلق کنم

....

+ شنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۳ در ساعت 12:44 lida |