<> lhatado


داشتم تو کوچه های سنگفرش شده ی فلورانس قدم میزدم هوا تقریبا خنک رو به سرد بود و آسمون خاکستری،

برگ ریزن ریزی شروع شده بود و علی رغم اینکه دو ماه پاییز می‌گذشت خبری از پرنده های مهاجر نبود

قدم میزدم رو سنگ فرش ها و به این فکر میکردم حالا دیگه سال هاست که فلورانس شده ماوای من، شده شهر پپر خاطره خانواده کوچک من

الا تمام کودکی هاشو اینجا قد کشیدم و امیر علی اینجا به بلوغ رسید

عبد کارگاهش ثبت کرد و من بعد سالها نوشتن اولین کتابمو تو این شهر کوچیک رویایی چاپ کردم

و دقیقا الان بعد سالها آرامش دوباره خوی کولی گردیم اومده سراغم و راحتم نمیزاره

#سنقری ک عاشق شد و کوچ کرد

+ دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴ در ساعت 12:44 lida |