>
|
|
||
|
|
چهل روز تا ۴۰ سالگی چیزی که تا ابد بهش نیاز داری ۱. سلامتی تغذیه درست ورزش سفر،طبیعتگردی،شهرگردی،کوهنوردی،بیابان گردی ۲. کامونیتی فرند رلیشن شیپ کو ورکر تیم ۳.فامیلی Mom.dad ۴.درامد
بخندی و از زندگی لذت ببری لیدا
+
یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ در ساعت 15:57 lida
|
دیشب تا رسید کوله رو زمین نذاشته گذاشته پرید تو بغلم و گفت مامی بالاخره تو گوشش گفتم کُرِ رشتی، تو می دیلی می جانی لبخند عمیق نشست رو لبم محکم تو بغلم فشردمش مث بچگی هاش ک میرفت پای حوض باغ بمانی جون اینا و خیس عرق میشد ، عطر عرقش پیچید تو بینیم. مرد شده بود، نه نه جوان رعناااااا شده بود، بچه پر رو دل داده بود، قد کشیده بود، لات شده بود،قلدر شده بود و حالا افتاده بود رو دور عشق و قاشقی، محکم خندیدم و از خودم جداش کردم وایسا ببینم حالا فهمید که جی گفتی بعش؟ نه مام ولی براش تعریف کردم خندید و گفت ازین به بعد اسمم کرِ رشتیه حالا دیگه خنده های هیجانی من سر به فلک گذاشته بود عبد مست و سیگار بدست خودشو از راه پله ها رسوند پایین چه کردی مرد جوان که مادرت ۲۰ سال برگشته به عقب دَد امروز در گوش سایا چیزی و گفتم که ۲۰ سال پیش به مامی گفتی و حالا خنده های عبد بود که ۱۵۰ متر چوب خونه رو به رقص آورده بود .....
+
یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ در ساعت 15:54 lida
|
دیشب تا رسید کوله رو زمین نذاشته گذاشته پرید تو بغلم و گفت مامی بالاخره تو گوشش گفتم کُرِ رشتی، تو می دیلی می جانی لبخند عمیق نشست رو لبم محکم تو بغلم فشردمش مث بچگی هاش ک میرفت پای حوض باغ بمانی جون اینا و خیس عرق میشد ، عطر عرقش پیچید تو بینیم. مرد شده بود، نه نه جوان رعناااااا شده بود، بچه پر رو دل داده بود، قد کشیده بود، لات شده بود،قلدر شده بود و حالا افتاده بود رو دور عشق و قاشقی، محکم خندیدم و از خودم جداش کردم وایسا ببینم حالا فهمید که جی گفتی بعش؟ نه مام ولی براش تعریف کردم خندید و گفت ازین به بعد اسمم کرِ رشتیه حالا دیگه خنده های هیجانی من سر به فلک گذاشته بود عبد مست و سیگار بدست خودشو از راه پله ها رسوند پایین چه کردی مرد جوان که مادرت ۲۰ سال برگشته به عقب دَد امروز در گوش سایا چیزی و گفتم که ۲۰ سال پیش به مامی گفتی و حالا خنده های عبد بود که ۱۵۰ متر چوب خونه رو به رقص آورده بود .....
+
یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ در ساعت 15:54 lida
|
|
|